54

خرید بک لینک

چند سال پیش، هنوز قرتی بازیای اندرویدی نبودن و تنها سرگرمی مجازیم ی سایت بود.

تو اون سایت با مجازیهایی آشنا شدم و هیچ شناختی ازشون نداشتم.همون اول کار عاشق سمیرا شدم.زبونش تند بود اما بشدت برام دوس داشتنی بود.

بعد محو موقت و حضور دوباره ام با پدیده وبلاگ نویسی رو به رو شدم.اصلا دنبالش نبودم که بسازم.تو سایت بودم نمیدونم دستم به چی خورد رفتم بلاگفا هر چی خاسته بود رو جواب دادم و الکی الکی صاحب وبلاگ شدم:|

حرفام حرفای روز مره بود تا اینکه با آدمای تو نرم افزار آشنا شدم.آشنا در حد مجازی، چون با واقعیشون فرق داشتن.

تا قبل همه اینا ماه رمضونا به خودم قول میدادم و عمل میکردم^_^ چقدر شادی بخش بود برام.

یکیش دروغ نگفتن بود.ادامه دادنش فقط دو سال بود.تا قبل از آشنا شدن با آدمایی ک دروغ میگفتن مثل هلو خوش آب و رنگ.

اونوقت نمیدونم چرا، منم دروغ گفتم.هی اونا هی من. تا جایی ک شکستم. تا روزی ک جلو چشمم گفتن عیبی نداره عزیزم اما پشت سرم گفتن خره احمقه نمیفهمه. چ اشکی ریختم اونروز هیچ جوری نمیتونستن آرومم کنن.

روزایی ک زبون یکی دیگه میشدم و روم نمیشد بگم منو انداختن جلو تا این حرفو بزنم ک اگه جلو خودم میگفتن به تو چ ربطی داره درد نداشت ولی پشت سرم گفتن یکی نیس بهش بگه به تو چه ک من تو پست فلانی کامنت میذارم یا نه. گرفت! دلم خیلی گرفت نه از حرف اون. از کسی دلم گرفت ک منو انداخت جلو و وقتی اینجوری داشتن راجبم حرف میزدن هیچی نگفت!

ما آدم ها و رفتار هایمان.....

اونی که واقعا بی ادعاست نمیتونی از قلبت بیرونش کنی.

اونی ک خیلی پر مدعاست ی لحظاتی شیرین هست اما مثل لیمو شیرین یهو تلخ میشه کاریشم نمیتونی بکنی.

+حرفا همینطوری طور:)

+بین حقیقت و یار؛ یار برندست:)

31●...

ما را در سایت 31● دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 7:04

صفحه بندی