31●

متن مرتبط با «39 2 celsius to fahrenheit» در سایت 31● نوشته شده است

92

  • نیلوبلاگ

    رفیق جان میفرمایند تو ک صد تومن صد تومن خرج میکنی خب نگه دار پولتو برو گوشی بخر. آخه دلبندم میشه اونا رو دید و نخرید. اون ساعته⌚،اون همه کاکتوسای خوشگلو❤، اون کتابایی ک دلبری میکنن، اون انگشتره. اون عروسکه من پامو تو لوازم آرایشی سعی میکنم نذارم xa0خعل...

    ادامه مطلب
  • 92ام

  • نیلوبلاگ

    رفیق جان میفرمایند تو ک صد تومن صد تومن خرج میکنی خب نگه دار پولتو برو گوشی بخر. آخه دلبندم میشه اونا رو دید و نخرید. اون ساعته⌚،اون همه کاکتوسای خوشگلو❤، اون کتابایی ک دلبری میکنن، اون انگشتره. اون عروسکه من پامو تو لوازم آرایشی سعی میکنم نذارم xa0خعلی سخته ولی خب:/ میشه؟نمیشه باور کن. *من نمیدونم چر...

    ادامه مطلب
  • 82•

  • نیلوبلاگ

    عروس جان ناراحته از من. حالا منم ی کوچولو خواهر شوهری کردم ولی نه در اون حد ک حد بگذرونه :دی فرمودن تو اینجا چکار میکنی؟غذاشو ک مامان درست میکنه. کاری باشه پسرا میان. دکتر پسرا میبرنش حمام پسرا میبرنش. بعد خندید و گفت نه جدی تو اینجا چکار میکنی. نگاهمو با لبخند بهش تحویل دادم. جای تو رو ک تنگ نکردم...

    ادامه مطلب
  • 72

  • 52

  • نیلوبلاگ

    +امان امان ازین زنها که وقتی عاشق میشوند دل و دینشان میرود. امان از نفس هایی ک بند میشود به نفس دیگری.امان از از شادیهایی ک از شاد بودنش نشات میگیرد امان از غمهایی ک از نبودنش به دلت سرازیر میشود.xa0 قلبی ک میگذارد وسط یا با گرمای عشق میتپد یا با سرمای کلام یخ میزند امان از سوز و سرما.. +مردانی هستن ک پشت اسم یک xa0زن قایم میشوند.... ))): +مردانی هستند ک بادیدنت دستپاچه نمیشوند اما بدجور دستپاچه ات میکنند... +اعتماد یک زن اگر از بین رفت دیگر برنمیگردد حتی اگر عاشق باشد. +گاهی دروغ و پنهانکار...

    ادامه مطلب
  • 42

  • نیلوبلاگ

    امروز ی روز عجیبی بود حتی نمیدونم چ اسمی روش بذارمxa0از صبح تا همین الان نوسان داشتم بین خوشحالی و ناراحتی و ذوق مرگی و خشمگین شدن.خوشحالیم با به دست آوردن اطمینان تبدیل به ناراحتی شد.یجورایی ذوقم واسه امروز کوووور شد. عصبانیت های پیاپی که به سمتم حمله ور شده بودن و فقط باید یکی مثل ی دوست ناگهانی برسه و تو رو توی شوک خوب بودنش بذاره.که خیلی مختصر بهش بگی xa0برنامت چی بوده و چجوری و توسط چ کسی بهم خورده و دلداریت بده و ریسه بره از خنده:| ظهر فکر کردم بهتره آروم باشم.اتفاقیه ک افتاده و کاریش نمیش...

    ادامه مطلب
  • 39

  • نیلوبلاگ

    #از امروز صبح (با اینکه گریه شبانمو داشتم) تا الان با دل آروم دارم میگذرونم^_^ #خوشحالم بابت اس مهری.به نتیجه برسه خوشحالترم میشم^_^ #نمیدونم چرا دلم آشوب شد یهویی.انگار ی اتفاقی افتاده که من ازش بیخبرم:( #بهارمان را چگونه شاد سازیم:| روزی 10 تا پست کجا و تو این ده روز ی پست کجا:| #آی فیلم داره مختار نشون میده عاشق سیاستشم^_^ #للام_اوبی؟چطو مطوری؟ (مکالمه هر روز صبح من و نفس جان*____*) #از سر شب حاضرین در سایتم یک رو نشون میده:/ #همینا فعلا^_^...

    ادامه مطلب
  • 24

  • نیلوبلاگ

    از اول هفته تا آخرش ک امروز میشه منتطر فرصت بودم ک جور نشد غروب بغضی تو گلوم جا خوش کرده بود ک مهارش به دست خودش بود.نمیخام به لحظه های وحشتناک آخر هفته جاری فکر کنم... کاش آدمها به همه ی چیزایی ک میخاستن میرسیدن.حتی اگه سخت باشه سختیشونو بکشن ولی برسن.فقط برسن..نرسیدن مرگه...مرگ رویاها..آرزوها..حسرت ها..مرگ روح و روان.............

    ادامه مطلب
  • 26

  • نیلوبلاگ

    دوست داشتن رو توی قلبتون نگه دارید وقتی رو کنید توقع میشه براتون توقع به مرور تکراری میشه براشون،میشه گیر دادن گیر دادن اذیتشون میکنه میگن زبون دراز شدی! وقتی رو کردید به اندازه ای که خودشون میخان دوست داشتنتون رو نشونشون بدید بیشتر ازون دلشونو میزنه اونوقت شما میمونید و دل گرفته.. [دارم گیر میدم..گیره ام دیگه] ♡نفسم بنده به نفسش♡...

    ادامه مطلب
  • 27

  • نیلوبلاگ

    چراااااا اینقدر عید غدیرا بهم خوش میگذرههههههههه عاشق لحظه هاییم ک جون میدم و جون میگیرم. لحظه هایی ک هست و آرامش لحظه هامه. عید و عیدی دادن و عیدی گرفتن ..xa0 عید ک میشه اول از همه دلم برای خاله پدرم تنگ میشه مهربون..پر از دعاهای خوب و خیر برای من و زندگیم...دعاهایی که برکت زندگی همه بود^_____^ خدایش بیامرزد عید همتون مبارک...

    ادامه مطلب